( مقدم بازدید کنندگان عزیز را گرامی می دارم )
خداوند روح را آفريد
و روح در بيكرانگى با خداوند ، خويشتن را نمي دانست
و هيچ نبود
نه شام بود و نه صبح ، پيش از روز نخست .
پس خداوند آسمانها و زمين را بيافريد و به هر گونه به جنس خاك جنبش آغازيد .
مگر روح انسان كه صورت خداى بود و خاك را به چيزى
نمى گرفت
تا سرانجام به سِحر آهنگى كه مى نواخت جبريل ملكه مقرب
در پيوند با خاك هبوط را
تجربتى آزمود .
و عهد بسته چنين شد كه هنگامهء وداع نيز چنين بر آيد
و شام بود و صبح بود روز ششم .